یادداشت؛
تغییر الگوی درگیری در جهان
تحولات سالهای اخیر منطقه نشان میدهد که الگوی درگیری تغییر کرده است. در شرایطی که ایران از نظر نظامی بهعنوان یک قدرت بازدارنده شناخته میشود تمرکز دشمنان بهویژه اسرائیل، به جنگ روانی و اثرگذاری بر افکار عمومی است.
به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «عصر اترک»، سید مرتضی محمودزاده حسینی، ایدهپرداز و فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: برخلاف گذشته، جنگ امروز لزوماً با تانک، هواپیما و اشغال سرزمینی آغاز نمیشود.
شبکههای اجتماعی، روایتسازی رسانهای و هدایت احساسات عمومی، به ابزارهای اصلی فشار تبدیل شدهاند.
اسرائیل طی سالها به این جمعبندی رسیده است که تقابل نظامی مستقیم با ایران امکانپذیر نیست. به همین دلیل، راهبرد اصلی به سمت فشار غیرمستقیم از طریق افکار عمومی و بیثباتسازی داخلی کشورها سوق پیدا کرده است.
الگوی سوریه؛ تجربهای که نباید نادیده گرفته شود
در سوریه، اسرائیل میتوانست مسیر نظامی مستقیم را انتخاب کند، اما چنین نکرد، در عوض بیاعتمادی عمومی افزایش یافت، اعتراضها از مسیر اقتصادی و مطالبه محور خارج شد، فشار اجتماعی، دولت را فرسوده کرد و در نهایت، نقشآفرینی منطقهای ایران بهتدریج محدود شد.
پس از این مرحله، حملات نظامی آغاز شد و هر حمله با یک توجیه ثابت «تهدید امنیتی»، همراه بود. وقتی یک کشور از درون دچار فرسایش شود، برچسبزنی برای توجیه حمله کار دشواری نیست.
چرا این سناریو درباره ایران متفاوت است؟
ایران از نظر توان نظامی، دفاعی و موشکی در موقعیتی قرار دارد که حمله مستقیم به آن پرهزینه و پرریسک است.به همین دلیل، راهبرد دشمن برایناساس طراحی شده که ذهن جامعه تحتفشار قرار گیرد، امید اجتماعی تضعیف شود، اعتراضهای مشروع، بیهدف یا منحرف شوند و فشار از مردم به دولت منتقل شود.
در چنین شرایطی، بدون شلیک حتی یک گلوله، هزینههای داخلی کشور افزایش مییابد.
اعتراض؛ حق مردم یا ابزار جنگ روانی؟
اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشتی، حق طبیعی هر جامعهای است. اما مسئله زمانی پیچیده میشود که مرز اعتراض و آشوب مخدوش شود، مطالبات مشخص جای خود را به شعارهای پراکنده بدهد و مسیر مطالبهگری نامعلوم شود که در این فضا، نه صدای مردم به نتیجه میرسد و نه مشکلی حل میشود؛ اما فشار روانی و اجتماعی افزایش پیدا میکند.
نقش شبکههای اجتماعی در این معادله
شبکههای اجتماعی امروز فقط ابزار ارتباط نیستند؛ بلکه میدان اصلی جنگ روایتها هستند که در این فضا یک استوری احساسی، یک ویدئوی گزینشی و یا یک هشتگ هدایتشده میتواند اثرگذاریای داشته باشد که در گذشته نیازمند عملیات نظامی بود.
جمعبندی:
واقعیت این است که ایران را نمیتوان از مسیر نظامی شکست داد؛ اما تلاش برای فرسایش ذهنی و اجتماعی ادامه دارد؛ چراکه جنگ امروز، جنگ روایت، ذهن و افکار عمومی است.
شناخت این الگو به معنای نفی اعتراض نیست، بلکه به معنای تفکیک اعتراض آگاهانه از بازی در زمین دشمن است.
سخن پایانی این یادداشت باهدف تحمیل دیدگاه نوشته نشده است. هدف، افزایش آگاهی نسبت به شکل جدیدی از جنگ است که بیصدا پیش میرود، اما اثرات آن میتواند عمیق و ماندگار باشد. شناخت مسئله، اولین قدم برای مدیریت آن است.
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!